کتاب شرح فصوص الحکم عفیف الدین تلمسانی
584 بازدید
تاریخ ارائه : 12/20/2012 3:25:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

کتاب شرح فصوص الحکم

چنانکه در يکی از يادداشت‌هايم اشاره کرده بودم مدتی مشغول تصحيح کتاب شرح فصوص تلمسانی  با استفاده از چهار نسخه بودم حالا که اين تصحيح به پايان رسيده و در زير چاپ است بخشی از مقدمه را که به معرفی اين اثر پرداخته به عنوان يادداشت تقديم می‌کنم ان شاء الله به زودی اين اثر به طبع رسيده و در اختيار علاقه مندان قرار گيرد.

شرح تلمسانی اولين شرحی است که بر کتاب فصوص الحکم نوشته شده است گرچه عثمان يحيی از شرح ابن سودکين (م. 647) بر فص چهارم فصوص[1] گزارش داده و عده‌ای نيز به تبع او گمان برده‌اند ابن سودکين از شارحين فصوص الحکم هست[2] اما اين گزارش اشتباهی بيش نيست و منشا اين اشتباه صرفا تشابه اسمی رساله‌ی ابن سودکين با فص ادريسی فصوص الحکم می‌باشد. نسخه‌ای که عثمان يحيی گمان کرده شرح فص ادريسی است و احتمالا صرفا به قول فهرست نگار اعتماد کرده در واقع منتخب رساله‌ای است با عنوان «النص الادريسی»[3] که آغاز آن چنين است: «المختار من کلام الشيخ شمس الدين اسماعيل بن سودکين رحمة الله عليه فيما ألّفه و سماه النص الادريسی»[4] و محتوای آن در بيان حقيقت خلوت نشينی و آداب ذکر می‌باشد که ناتمام مانده است و مولف در آخر رساله می‌گويد: «گرچه موفق به اتمام رساله نشدم اما وصيتی از شيخ دارم که مناسب اين مقام می‌باشد» سپس وصيت شيخ و گزيده‌ای از رساله‌ی نتيجة الأذکار و نامه‌ی شيخ به سلطان کيکاووس را به رساله‌ی خود ملحق نموده است. لذا با توجه به آنچه گفته شد اين رساله هيچ ارتباطی به فصوص الحکم و بخصوص فص ادريسی اين کتاب ندارد.

دغدغه‌ی اصلی تلمسانی به عنوان شارح نخستين اين کتاب بيش از هر چيز تبيين و توضيح مطالب مشکل کتاب بود نه شرح تمام قسمت‌های آن لذا ساختاری کاملا متفاوت نسبت به شروح بعدی دارد و شايد يکی از ويژگی‌های اين کتاب همين مساله باشد يعنی مواردی که در دوره متصل به زمان شيخ در نزد بزرگان عرفان مورد قبول و روشن بودند و مواردی که نياز به توضيح داشتند.

شرح فصوص تلمسانی در دوره‌های مختلف مورد توجه عرفا قرار گرفته بخشی از آن را که تحقيقی است در حقيقت تکوين و مراتب اکوان، حسن بن حمزه پلاسی شيرازی (زنده در نيمه دوم قرن 7)- مولف کتاب تذکره خواجه محمد کججانی- در کتاب تحفة الرّوح و الانس في معرفة الرّوح و النّفس[5] عينا  ذکر کرده است. بابا رکنای شيرازی در مورد مطلبی که از اين کتاب نقل کرده می‌گويد: در حاشيه منقوله از تلمسانى- رحمه الله عليه- چنين يافتم و وجهى نيكو است كه او گفته...‏[6]، اين کتاب مورد توجه سيد حيدر آملی (م. قرن8) قرار داشت او در مقدمات نص النصوص به اين کتاب ارجاع داده[7] و در کتاب جامع الاسرار[8] مطالبی از اين کتاب نقل می‌کند و بلاخره مناوی (م. 1031) در کتاب الکواکب الدرية مطالبی از تلمسانی نقل می‌کند که تنها به اين کتاب اختصاص دارد از آن جمله می‌توان به عبارت: «أوقفني في النّار، فرأيت جيم الجنّة جيم‏ جهنّم‏، فرأيت ما به يعذّب عين ما به ينعّم» اشاره نمود که مناوی می‌گويد: اين عبارت را تلمسانی از عبد الجبار نِفَّرِيّ نقل کرده[9] و اين عبارت و الفاظ آن اختصاص به شرح فصوص تلمسانی دارد و در آثار نفّری همچنين در شرح تلمسانی بر مواقف چنين عبارتی وجود ندارد.

اکثر اساتيد و عرفای ايرانی بخصوص متاخرين به شرح عفيف الدين تلمسانى بر فصوص الحکم دست‌رسی نداشتند و مطلبی از آن در آثار اين عرفا ديده نمی‌شود لذا نظرات متفاوت و گاه متعارض در مورد اين کتاب ارايه کرده‌اند بعضی اصل کتاب را انکار نموده و بعضی اعتبار و اهميت آن را منکر شده‌اند و بعضی .... و هر کس به نحوی خواسته عدم اطلاع خود از محتوای کتاب را به علتی مستند سازد. و در اين قضاوت‌ها گزارش عبد الرحمن جامی بی‌نقش نبوده وی در ذيل ترجمه عفيف الدين تلمسانی هيچ اشاره‌ای به اين کتاب نکرده است[10] گو اينکه از اين اثر اطلاعی نداشته و در ترجمه مويد الدين جندی می‌گويد: «مأخذ ساير شروح فصوص، شرح وى است‏»[11] لذا بعضی از این عبارت استفاده کرده‌اند که عبد الرحمن جامی شارح اول فصوص را جندی می‌داند.[12]

اما الان که شرح فصوص الحکم عفيف الدين تلمسانی فرا روی ماست به نظر می‌آيد اين کتاب در شناخت بهتر فصوص و دوره‌ای که فصوص در آن تاليف شده يکی از منابع مهم می‌باشد چرا که مولف اين اثر، به خاطر آشنايی نزديک با شيخ و شاگردی او بهتر از هر کس بر آرای ابن عربی آشناست و تصوری صحيح و خالی از غلو برای ما از جايگاه او ارايه می‌کند وی بر خلاف مؤيد الدين جندی و ديگران که هرگز شيخ را نديده‌ بودند ولی تحت تاثير عظمت او واقع شده‌ و کلمات وی را به مثابه وحی منزل گرفته‌اند- به طوريکه استاد سيد جلال الدين آشتيانی می‌گويند: «يك عيب اساسى در كار اتباع ابن عربى آن است كه چشم بسته آن چه مرشد آنها نوشته است قبول كرده‏اند.»[13]- عارفی است آزاد انديش و مستقل و به راحتی کلام شيخ را مورد نقد قرار می‌‌دهد او گاه از ايجاز کلام شيخ گلايه می‌کند و گاه بر اطاله‌ی کلام شيخ خرده می‌گيرد. بعضی مطالب فصوص را مناسب اهل حجاب و بعضی را مناسب اهل علم و بعضی مطالب را مناسب مقام معرفت می‌داند اما اعتقاد دارد اين مطالب در مقام تحقيق خالی از اشکال نيستند و بالاخره بعضی عبارات شيخ را بدون اينکه کلامی بگويد رها می‌کند و می‌گويد: ولست أقول إنّ هذا الفصل يستغني عن البيان لکنّي لا أبيّنه إلّا مشافهةً أدباً مع الشّيخ رضي الله عنه.

تلمسانی در فص سليمانی تصريح می‌کند که فصوص از حضرت علم صادر شده نه معرفت و می‌گويد: علت اين امر مراعات عقول محجوبين است چرا که پيامبر- صلّی الله عليه و آله- به او دستور داد اين کتاب را بگير و به مردم برسان «هذا كتاب فصوص الحكم خذه و اخرج‏ به‏ إلى الناس ينتفعون به‏» و حال آنکه معرفت برای عموم مردم نيست بلکه علم برای عموم است. اودر فص اسحاقی هم به اين مساله اشاره کرده و تاکيد می‌کند مطالب علمی در حد کتاب عرفانی نيستند و اگر کسی دنبال اين مطالب باشد بايد به کتب متکلمين مراجعه کند.



[1]. عثمان يحيی، مقدمه المقدمات من کتاب نص النصوص: ص 16 و مؤلفات ابن عربى تاريخها و تصنيفها، ص: 47.

[2]. سيد جلال الدين آشتيانی، شرح مقدمه قيصری بر فصوص الحکم: ص 205 و جليل مسگر نژاد، مقدمه شرح فصوص الحکم خواجه محمد پارسا: ص 8.

[3]. عنوان رساله در همه جای متن و فهرست «النص الادريسی» کتابت شده تنها در يک جا (در  برگ قبل از آغاز رساله) الفص الادريسی نگارش شده که به احتمال زياد اين عنوان نيز همچون عناوين ساير رساله‌های موجود در اين مجموعه بعدا نگارش يافته‌اند. ولی چه عنوان رساله الفص الادريسی باشد يا النص الادريسی ارتباطی با کتاب فصوص الحکم ندارد.

[4] . نسخه‌ی5322  کتابخانه فاتح: برگ [218 آ] الی [226 ب] اين مجموعه مشتمل است بر 20 رساله است که از بين آنها تنها شرح التجليات و النص الادريسی از نوشته‌های ابن سودکين هستند و بقيه همه از تاليفات ابن عربی می‌باشند و اين مجموعه يکی از مهمترين و کهن‌ترين نسخ از آثار ابن عربی می‌باشد.

[5] . حسن بن حمزه پلاسی، رسالتان فى الحكمة المتعالية و الفكر الروحى‏: 62-64. جناب آقای صالح عضيمه در مقدمه کتاب در مورد ارتباط بين پلاسی با مکتب ابن عربی احتمالاتی داده که ما حصل آنها اين است که پلاسی شاگرد يکی از تلامذه‌ی شيخ بوده و به خاطر همزمانی پلاسی با قونوی احتمال داده که شاگردی قونوی را کرده است اما با توجه به عباراتی که پلاسی شيرازی از آثار تلمسانی همچون شرح فصوص الحکم، شرح مواقف و شرح منازل السائرين می‌آورد نشان می‌دهدکه وجه اتصال او با مکتب ابن عربی و به طور کلی با نظريه وحدت وجود عفيف الدين تلمسانی است.

[6] . بابا رکنای شيرازی، نصوص الخصوص: ص 127.

[7]. سيد حيدر آملی، المقدمات من كتاب نص النصوص: ص 233.

[8] . سيد حيدر آملی، جامع الأسرار و منبع الأنوار: ص 505.

[9] . مناوی، الکواکب الدّريّة: ج2، ص426.

[10] . عبد الرحمن جامی، نفحات الانس: ص 568.

[11] . همان: 556.

[12] . محسن جهانگيری، محيى الدين ابن عربى چهره برجسته عرفان اسلامى: ص 588.

[13] . سيد جلال الدين آشتيانی، مقدمه‌ی شرح فصوص قيصری: ص 6.